خانه / گذر عمر / جوانی / # فرشته نگهبان

# فرشته نگهبان

بازدید: ۶۴

فرشته نگهبان

رازهای کامیابی روایت میکند روزی

فرشته نگهبان
فرشته نگهبان

مرد داشت در خیابان حرکت می کرد که ناگهان صدایی از پشت گفت:

– اگر یک قدم دیگه جلو بری کشته می شی.

مرد ایستاد و در همان لجظه اجری از بالا افتاد جلوی پاش. مرد نفس
راحتی کشید وبا تعجب دور و بر شو نگاه کرد اما کسی رو ندید. بهر حال
نجات پیدا کرده بود. به راهش ادامه داد. به محض اینکه می خواست از
خیابان رد بشه باز همان صداگفت:

– ایست!

مرد ایستاد و در همان لحظه ماشینی با سرعت عجیبی از جلویش رد
شد. بازم نجات پیدا کرد. مرد پرسید تو کی هستی و صدا جواب داد
من فرشته نگهبان ت هستم. مرد فکری کرد و گفت:

-پس تو فرشته نگهبان من !!!   اون موقعی که من داشتم ازدواج می کردم تو کدوم گوری بودی

اشتراک‌گذاری این مطلب در:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *