خانه / گذر عمر / پیری / عصای پیری ، دستم بگیری

عصای پیری ، دستم بگیری

بازدید: ۴۹

عصای پیری ، دستم بگیری

عصای پیری ، دستم بگیری
عصای پیری ، دستم بگیری

گاهی آنقدر کلافه است که نمی‌داند چه کار کند، یک روز خانه را به هم می‌ریزد و دوباره می‌چیند تا سرگرم شود، روز دیگر کابینت آشپزخانه را به هم می‌ریزد و از سروصدای دیگ و قابلمه لذت می‌برد، گاهی هم به عمد ظروف فلزی را به هم می‌کوبد تا صدایش در خانه بپیچد، درست مثل روزهایی که بچه‌ها، کوچک بودند و با ظرف‌های نشکن بازی می‌کردند و او از آن همه سروصدا به ستوه می‌آمد.

می‌گوید میل به چیزی ندارد، خوشمزه‌ترین غذا را می‌پزد. عطر خورشت فسنجانش، همسایه را وسوسه می‌کند، اما خودش اشتها به هیچ چیز ندارد. سکوتخانه آنقدر آزاردهنده است که حتی تیک‌تاک ساعت دیواری اذیتش می‌کند. خیلی وقت‌ها باتری‌ها را درمی‌آورد تا آن را هم نشنود. می‌گوید تنها چیزی که خوشحالش می‌کند زنگ تلفن یا از آن بهتر زنگ در خانه است که هر چند روز یکبار هم به صدا در نمی‌آید.

خانم میری ۷۵ ساله مدت‌هاست در طبقه دوم یک آپارتمان ۶۶ متری تنهازندگی می‌کند. ۲ پسر و دخترش ۱۵ـ ۱۰ سال پیش، قبل از این که همسرش فوتکند، برای ادامه تحصیل از ایران رفته‌اند و همانجا خانواده تشکیل داده‌ وماندنی شده‌اند. سال‌هاست ۲ مرغ عشق و چند گلدان شمعدانی، تنها مونستنهایی اوست.

خانم میری فقط یک نمونه از صدها هزار سالمندی است که روز را به شبمی‌رساند، بی‌آن‌که حساب روز و ماه را داشته باشد، آنهایی که سال‌هاست ازروزهای دغدغه و هیاهو دور شده‌اند، اما هنوز به سکوت دوران سالمندی خونگرفته‌اند. متاسفانه آنقدرکه بر طبل سلامت وطب سالمندی، اشتغال و استفاده از تجربه سالمندان کوبیدهمی‌شود، کسی از مباحثی چون افسردگی، تنهایی، مشکلات عاطفی و ازدواجسالمندان سراغ نمی‌گیرد.

 

سالمندان تنهاتر از همیشه

نباید گفت پیری و هزار درد، درستش تنهایی و هزار درد است. مروری برشواهد موجود درخصوص احساس تنهایی سالمندان نشان می‌دهد منشا بسیاری ازحالات نامتعادل روانی سالمندان از قبیل افسردگی، خودکشی و یاس شدید، احساستنهایی است.

آمارهای رسمی از تنهایی ۷ درصد سالمندان حکایت می‌کند. به گفته حسیننحوی‌نژاد، دبیر شورای عالی سالمندان کشور از ۵ میلیون جمعیت سالمند کشور،۷ درصد تنها زندگی می‌کنند که به همین دلیل جزو گروه پرخطر به لحاظ عاطفیقرار دارند و در معرض افسردگی و مشکلات روحی شدید هستند، اما به نظرمی‌رسد بجز این تعداد اندک که در آستانه آسیب شدید روانی هستند و هنوز هیچبرنامه‌ای برای خروج این افراد از وضعیت خطر اجرا نشده، جمعی از سالمنداندر شرایط مشابه از تنهایی رنج می‌برند که در محاسبات شورای عالی سالمندانحذف شده‌اند، اما در گفت‌وگو با آنان براحتی می‌توان به آسیب‌پذیریروانی‌شان پی برد.

براساس برخی گزارش‌ها، بسیاری از سالمندان، به خاطر بیماری‌های جسمی و فوت نزدیکان در معرض خطر انزوا و تنهایی هستند. بیشتر سالمندان دوران پیری را ‌دوران تنهایی توصیف کرده و به عنوان یک تجربه ناخوشایند از آن هراس دارند.شواهد نشان می‌دهد احساس تنهایی پدیده‌ای گسترده و فراگیر است و ۲۵ تا ۵۰درصد کل جمعیت بالای ۶۵ سال را بر حسب سن و جنس تحت تاثیر قرار می‌دهد.

طبقیافته‌های پژوهشی که در ششمین شماره از مجله پژوهشی سالمندی ایران به چاپرسیده است، منشأ بسیاری از حالات نامتعادل روانی سالمندان مثل خودکشی،افسردگی و یاس‌شدید، ناشی از احساس تنهایی است

این مطالعه نشان می‌دهد کوشش‌هایی که برای رفع احساس تنهایی سالمندانصورت می‌گیرد، سدی است در برابر موج مشکلات پیچیده روانی آنان و از طرفدیگر، عزت‌نفس آنان را تقویت می‌کند و از سوی دیگر افزایش ارتباطاتاجتماعی می‌تواند سبب ارتقای سلامت سالمندان تنها شود. در این پژوهش ۱۳سالمند با دامنه سنی ۶۸ تا ۸۷ سال مشارکت داشتند.

احساس ضعف و خستگی روحی، روانی و بی‌حوصلگی از جمله حالات مشترکسالمندان در این تحقیق عنوان شده است. یکی از احساسات رنج‌آوری کهسالمندان این پژوهش تجربه می‌کردند، حس فقدان و محرومیت بود، چیزی که باتوصیف محرومیت از حقوق طبیعی، وابستگی‌ها، متعلقات، سلامت و حمایت‌هایرسمی و غیررسمی از آن یاد کرده‌اند.

 

هراس از خانه سالمندان

هر چند خیلی از افراد بالای ۶۰ سال کشور در خانه‌های سالمندان زندگیمی‌کنند، اما هنوز خیلی‌ها از این خانه‌ها هراس دارند. مثل فخرالزمان خانمکه به محض شنیدن اسم خانه سالمندان سگرمه‌هایش درهم می‌رود و می‌گوید:خانه سالمندان یعنی منتظر مرگ نشستن، هنوز آنقدرها زمینگیر نشده‌ام که مراکشان‌کشان به خانه سالمندان ببرند، آن وقت برای همیشه خداحافظی کنم وبچه‌ها هم با خیال راحت اموال پدرشان را بالا بکشند.

او که مالک یک خانه ویلایی است، می‌گوید: شوهر مرحومم وقتی هنوز جوانبود خانه را به نامم کرد، اما بچه‌ها بارها حقشان را خواسته‌اند و خجالتمی‌کشند بگویند، این پا و اون پا می‌کنند تا من سرم را زمین بگذارم.

 

عصای پیری ، دستم بگیری
عصای پیری ، دستم بگیری

اما مصطفی که ۷۹ ساله است و هنوز به قول خودش روپاست، نظر دیگری دارد ومی‌گوید: من مدتی در خانه سالمندان زندگی کردم و خانه‌ام را اجاره دادم،کمی محیطش کسل‌کننده است، اما از تنهایی بهتر است، چرا که دست‌کم همصحبتیداری که شب‌ها با او درد و دل کنی. من آنجا با خانمی آشنا شدم و قصدازدواج با او را داشتم، اما پسران آن خانم چنان قشقرقی راه انداختند کهمنصرف شدیم!

گلنار ملکوتی که در یک خانه سالمندان بخش خصوصی کار می‌کند، می‌گوید:متاسفانه سالمندان ما از این خانه‌ها می‌ترسند، فکر می‌کنند دور انداختهشده‌اند و زندگی آنها در خانه سالمندان یعنی فراموشی و تنهایی و… درحالی که اگر برنامه‌های این خانه‌ها متنوع باشد، چه اشکالی دارد که افراددر این خانه‌ها تنها نباشند و از زندگی‌شان لذت ببرند؟

 

ظلمی به نام تجرد اجباری

سالمندانی که همسر خود را از دست داده بودند یک عامل مهم ایجاد احساستنهایی را فوت همسرشان بیان کردند. اکثریت آنها می‌گفتند که ازدواج مجددمی‌تواند در کاهش احساس تنهایی به آنها کمک کند؛ لکن به‌رغم تمایل آنها بهازدواج مجدد، فرزندانشان با این امر مخالف بودند.

– الان ۸ سالی می‌شه که خانمم فوت کرده، یک دسته گل بود…

۲ سال بعد از فوت خانمم می‌خواستم زن بگیرم به خاطر تنهایی؛ اما بچه‌ها ناراضى نبودن. می‌گفتن آبرومون مى‌ره…

 

رخم را بوسه ده اکنون همانیم

سالمندان، آفتاب لب بامند. تا سایه‌شان بر سرمان است باید برایشان کاریکنیم. حالا می‌دانیم تنهایی با سالمندان چه می‌کند و می‌دانیم ازدواج یامعاشرت چقدر می‌تواند به آنان کمک کند. می‌دانیم حمایت‌های دولتی واجتماعی نیز آنان را از این حس فرساینده خارج می‌کند و تنها کاری که آنهاخودشان برای خودشان می‌کنند، دعاست.

ارتباط با خدا ، زندگی با خاطرات گذشته وایجاد ارتباطات جدید راه‌های جبران این تنهایی است.

اکثریتسالمندان شرکت کننده در پژوهش تاکید کردند عقیده به خدا و ارتباط با او بهآنها امید و قدرت مبارزه با احساس تنهایی را می‌دهد. آنها بیان کردند کهمی‌دانند خدا همیشه با آنها بوده و تنها امیدشان است و با وجود توکل وایمان به خدا احساس آسایش خاطر و امنیت می‌کنند

سالمندان شرکت‌کننده در این پژوهش، فقدان کیفیت و کمیت منابع حمایتی رابه عنوان یکی از علت‌های احساس تنهایی معرفی کردند که از آن جمله می‌توانبه عدم تامین نیازهاى ضرورى زندگى، فقدان تسهیلات خاص براى سالمندان، عدمدسترسى به بیمه درمانى، تسهیلات پایین بیمه‌هاى درمانى، فقدان خدماتحمایتی و مراقبتی رایگان یا ارزان، هزینه بالاى خدمات بهداشتى و درمانى.فقدان منابع حمایت از خانواده، نبود فرصت کارى براى سالمندان، عدم دسترسیآسان به مواد غذایى یارانه‌اى و خدمات مناسب حمل و نقل اشاره کرد.

 

اشتراک‌گذاری این مطلب در:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *