خانه / جام عشق / # عشق چیست؟

# عشق چیست؟

بازدید: ۱۰۳

# عشق چیست؟ آلفونس دو لامارتین

عشق چیست؟
عشق چیست؟# عشق چیست؟ آلفونس دو لامارتین

موج زمان که ما را به سرعت به همراه خود می برد ،هزگز منتظر نمی شو د که درخت شادمانی بشر لحظه ای چند بر روی مسیر آن ریشه دواند و گل دهد .

ای نسل نا پایدار ، آیا باز هم انتظار داری که بر کنار امواج مهیب این سیل خروشان تخمی بکاری و حاصلی بدروی ؟

افسوس !چقدر دامه اختیارات بشری در مقابل قوای طبیعت کوتاه و نا چیز است ! چقدر افکار و نقشه های او در چنگ خلقت فانی و نارسا است ، چقدر خیالات و آرزوهای او در برابر اراده خداوند حقیر و بی اساس است !

سیل خروشان زمان به تندی می رود و هنگامی که من از روی آن به قفا خم می شوم تا دمی مسیر گذشته را بنگرم ،‌امواج پرگل و لای آن تمسخر کنان به من می گویند : افسوس که دیر شده است .

ای عشق !آیا ممکن است شعله سوزان تو پیش از پایان عمر زیبائی ، خاموش گردد‌!! آه ! چه خوب است که هنگامی که جام کف آلود زندگی را تا آخرین قطره بر سر کشیدیم ، بر زمین اندازیم و در همش بشکنیم تادیگران از این باده زهر آگین سهمی نداشته باشند . امید و انتظار ، این است معنای زندگی . باید به همین دو رویای فریبنده تکیه داشت و زندگانی کرد . شمردن و نوشتن وقایع روز هائی که هیچ چیز تازه ای به همراه ندارد به چه درد می خورد ؟‌

برای این هاست که روح من خسته است ! برای این هاست که جان من از دیدار ظلمت موجشی که آن را فرا گرفته است رنچ می برد و دل من همچون بیماری که بی تابانه در بستر خویش به غلتد می نالد و به هر دست آویزی چنگ می زند . برای این ها است که فکر سرگردان من مانند کبوتری مجروح هیچ جا آرام نمی گیرد و پی در پی  بال زنان در دامان فضا پیش می رود .  برای این ها است که من دیده را از دیدار این زمین بی حاصل و حشگ فرو بسته و از همه چیز آن به جز یک کلام ، یک کلام ساده و اسرار انگیز ، یک کلام با عظمت و پر شکوه بر زبان راه نداده ام .

خدای من “‌!

برای این ها است که روح من محزون است و مانند امواج خروشان دریا که هنگام بر خورد به تخته سنگ های ساحلی آرام و خموش گردد، مانند عودی که بر بالین مرده ای نغمه غم ساز می کند ، مانند کوه سنیا که در زیر ابری تیره و تار از نظر پنهان شود ؛ مانند آسمانی که ستاره ای در آن ندرخشد ، یا روزی که شعاعی در آن به نظر نرسد ،‌یا مانند پیر مرد شریفی که با دلی آکنده از درد و غم بر روی تخته سنگی نشسته بود و قادر نبود که ناله های جانسوزش را برلبان خویش خاموش کند و معهذا پیوسته فریاد می زد :‌بگذارید حرف بزنم !

‌        بگذارید …

بگذارید شما را به سوی خدا دعوت کنم !در دریای غم فرو رفته است . آفتابی که تا کنون با همه عظمت خویش جلوه گر بود .اندک اندک در برابر دیدگان  من غروب می کند ،‌ای حقیقت درخشنده ، ای آفتاب فروزان آیا تو هستی که به زیر ابر جلال و شوکت خویش پنهان می شوی یا چشم من است که در پس پرده تیره خود پرستی وغرور از دیدار باز می ایستد ؟

فرو ریزید ، ای اشگهای سوزان ! با آرامش همیشگی خود فرو ریزید و در این ریزش لحظه ای درنگ نکنید .

زمانی خانه شما ، دلی پر شور و سینه ای پر هیچان بود ،‌افسوس که اکنون مسکنتان به جز گونه ای زرد و چهره ای پژمرده نیست ! شما هم چون قطره های شفاف بارانید که پیاپی بر تخته سنگی فرو می ریزد و بر اطراف پراکنده می شود ، نه خورشیدی در آسمان می درخشد که بخارش کندو نه نسیمی در فضا می وزد که ذراتش را با خود ببرد .

برای سعادتمندان ، شنیدن ناله هائی که از دل شکسته تیره روزی به در می آید چه اهمیت دارد ؟‌دیدار قطرات سوزان اشگی که به آهستگی بر گونه بینوایان جاری می شود چه تاثیر می کند ؟‌

بیائید تابا درد و غم جاودانی خود خو گیریم و دم بر نیاوریم . آتش غم را که در کانون دلمان شعله ور است با خاکستر صبر به پوشانیم و لب به شکوه نگشائیم ؛ بارنج و الم بسازیم و مصائب را آنگونه که باید استقبال کنیم .

کودکی پای بر زمین می گذارد و گرد و غباری بر هوا بلند می کند ، آیا بشر نیز به جز غبار ناچیزی که از صحرای عدم بر خاسته و لختی در فضای وجود به گردش در آمده است ؟‌نیست ؟‌

به اطراف خود نظر دوختم ؛ همه جا آرام و خاموش بود ؛ با خود اندیشیدم :‌چه سعادتمند ند این اشیاء بی جان که از ازل روح نیافته و از خواب عمیق عدم با کابوس پریشان زندگی بیار نشده اند !

ندیده ای که هنگام طلوع آفتاب چسان شمع حقیر را خاموش می کنند ‌؟

ای رهگذر اهسته برو ، مگر نمی بینی که در این جا یک جهان عشق و فداکاری سر بر زمین نهاده است؟

اشتراک‌گذاری این مطلب در:

این مطلب هم جالبه لطفاَ ببینید

# مثلث عشق سه ضلع دارد

بازدید: ۵۱۹# مثلث عشق سه ضلع دارد روابط زناشویی از آن دست مسائلی است که …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *